السيد علي الحسيني الميلاني
36
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
« « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » » وقال : « أللّهمَّ هؤلاء أهل بيتي ، وأهل بيتي أحقّ » ؛ « 1 » احمد بن حنبل ، از محمّد بن مصعب ، از اوزاعى ، از ابوعمار شدّاد نقل كرد كه گفت : بر واثلة بن أسقع وارد شدم در حالى كه عدهاى نزد او بودند . از على عليه السلام سخن به ميان آمد و به او ناسزا گفتند و من نيز به همراه آنان ناسزا گفتم . وقتى برخاستند به من گفت : چرا اين مرد را شتم كردى ؟ ! گفتم آنها ناسزا گفتند ، من نيز به همراه آنان ناسزا گفتم . گفت آيا مىخواهى آنچه را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم ديدم به تو خبر دهم ؟ گفتم : آرى . گفت : نزد فاطمه عليها السلام رفتم تا دربارهء على عليه السلام از ايشان خبر بگيرم . فرمود به نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم رفته است . من منتظر ايشان نشستم تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم به همراه على ، حسن و حسين عليهم السلام آمدند و در حالى كه دست هر يك از آن دو فرزند را با يكى از دستانش گرفته بود وارد منزل شد . على و فاطمه عليهما السلام را به نزديك خود فراخواند و در مقابل خود نشاند و هر يك از حسن و حسين عليهما السلام را بر ران خويش قرار داد ، آنگاه پوشش يا عباى « 2 » خود را بر سر آنان كشيد و اين آيه را تلاوت فرمود : « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » و عرضه داشت : « خداوندا ، اينان اهل بيت من هستند و اهل بيت من سزاوارترند » . از اين روايات نكات بسيار مهمى به دست مىآيد . اين احاديث به خوبى شرايط اجتماعى آن روزگار را به تصوير مىكشند و كينه و دشمنىِ منافقان را نسبت
--> ( 1 ) . تفسير ابن كثير : 3 / 492 . همچنين ر . ك : مسند أحمد : 4 / 107 ؛ كنز العمّال : 13 / 602 ؛ شواهد التنزيل : 2 / 67 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 14 / 147 - 148 ؛ إمتاع الأسماع : 5 / 384 . ( 2 ) . ترديد از راوى است .